تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز ، نایت اسکین
تنهام خیالت پیشمه - داستان کوتاه
به تنهام خیالت پیشمه خوش آمدید ...

داستان کوتاه

یک زوج در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران کوچک رمانتیک سی و سومین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند. ناگهان یک پری کوچکِ قشنگ سر میزشان ظاهر شد و گفت: "چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین."

خانم گفت: "اوووه! من می‌خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم." پری چوب جادووییش رو تکون داد و

...اجی مجی لا ترجی...
دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیکی در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه‌ای فکر کرد و گفت: "خب، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته، بنابراین، خیلی متاسفم همسرعزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم!"

خانم و پری واقعاً ناامید شده بودند ولی خب آرزو، آرزوست دیگر !!! پری چوب جادوییش را چرخوند و
...اجی مجی لا ترجی...
و آقا 92 ساله شد!

روزگاری است همه عرض بدن می خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می‌خواهند عشق‌ها را همه با دور کمر می‌سنجند آنچه دیدند به مقیاس نظر می‌سنجند خب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد عشق‌هایی که سر پیچ خیابان برسد.


ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
این مطلب توسط ندا راد  روز پنجشنبه 9 شهریور 1391 در ساعت 12:36 ق.ظ نوشته شد | نظرات()